توضیحات کامل :

و جه نقد ، سرمایه و درآمد



نتایج وملاحظات شیوه ی كاری در نظر گرفته شده درنوزدهمین نظر شورای قواعد حسابداری درمورد مانده های هفت حساب، پیرامون آماده سازی صورت حساب تغییرات وضعیت مالی با استفاده از مفهوم حساب وجه نقد  به صورت زیراست:

1-حساب های دریافتی تجاری به عنوان نتیجه ای ازفروش های اعتباری به وجودآمده اند ومانده ی حساب های دریافتی تجاری نشان دهنده میزان فروش می باشد،و با میزان وجه نقدی مشخص نمیشود . افزایش در، مانده ی حساب های دریافتی تجاری نشان دهنده این است كه، پول نقد واقعی تولید  شده از افزایش  موجود در  مانده ی حساب های دریافتی تجاری جداست، و برابر با میزان فروش گزارش شده در صورتحساب حاصل از درآمداست.  و بر عكس  كاهش خالص  در، مانده ی حسابهای  دریافتی باید به میزان فروش گزارش شده در صورتحساب های درآمدی اضافه شود، تا به وجه نقدی به وجود آمده برسیم.در آماده كردن یك صورتحساب از تغییرات وضعیت مالی افزایش(كاهش)به وجود آمده دراین مانده ی حساب بین  دو دوره مقدار استفاده ازوجه نقد (منابع نقد )را نشان میدهد.

2- موجودیها یك بخش سازنده قیمت تمام شده كالاهای فروخته شده می باشند .  به طوری كه یك تغییرخالص در موجودی ها ،پول  نقداستفاده شده برای قیمت تمام شده كالاهای فروخته نشد را تحت تاثیر قرار می دهد. و ظهور یك افزایش درموجودی های پایان دوره نسبت به موجودیهای اول دوره  باعث كاهش قیمت تمام شده كالاهای فروخته شده می شود . بهرحال   وجه  نقد را  اینگونه فرض كردیم كه برای افزایش مانده ی موجودیها  استفاده شد. وقتی در، مانده ی موجودی ها یك افزایش ایجاد شود، وجه نقد استفاده شده برای بهای تمام شده كالای فروخته شده همان  قیمت تمام شده كالاهای فروخته شده می باشد كه درصورتحساب فعلی به صورت یك افزایش در مانده ی موجودی ها  ظاهر شده.یك تحلیل مشابه به این نتیجه منجر شد كه به وجود آمدن یك كاهش در، مانده ی موجودی های پایان دوره با توجه به موجودی های ابتدای دوره، همان طور كه در صورتحساب كنونی نشان داده شد،باعث ایجاد رشد در افزایش خالص هزینه های كالا فروخته شده می شود، امادر حالیكه یك كاهش  دروجه نقد مورد استفاده قرار گرفته است .

3- هزینه استهلاك نشان دهنده تخصیص سیستماتیك هزینه های دارایی های ثابت به دوره های سود دهی حاصل ازدارایی ثابت است. فرایند تشخیص استهلاك روی وجه نقد تاثیر نمی گذارد. و با استفاده از  هزینه استهلاك به عنوان یك هزینه می توان سود حاصل از فعالیت عملیاتی راتعیین كرد،بنابراین در تشخیص وجه نقد حاصل از فعالیت عملیاتی بایستی استهلاك را به سود حاصل اضافه نمود.

4-مالیات های درآمدی انتقالی به دوره های آتی تفاوت میان مالیات های تطبیق داده شده با           سودهاومقدار پول پرداخت شده در دوره است. برای مثال اگرمابین دو دوره  مانده ی قسط های مالیتهای در آمد منتقل شده به دوره های بعدی افزایش یابد،مبلغ مالیات درآمد پرداخت شده كمتر از هزینه مالیات درآمد مشخص شده می باشد.و بنابراین یك افزایش در قسط های مالیات در آمد منتقل شده به دوره های بعدی هزینه ای را نشان می دهد كه نیازمند پول نقد نیست وبایدبه روشی مشابه با (استهلاك)به درآمد خالص اضافه شود. وبرعكس اگر قسط های مالیات درآمد منتقل شده كاهش یابند، مبلغ پرداخت شده بیشتر از هزینه مالیات بر درآمد است  و استفاده از وجه نقد را نشان می دهد.  

5-خرید ساختمان با صدور وام های بلند مدت نیازمند استفاده از بودجه به معنای پول نقدنیست،   بهر حال نوزدهمین نظر شورایAPB آشكار ساختن تمام تغییرات مهم را در وضعیت اقتصادی ضروری     می داند. وخرید ساختمان باید به عنوان استفاده ای  از وجوه نقد  و صدور وام های بلند مدت نیز باید به عنوان منبع وجه نقد  نشان داده شود.

6-پرداخت بخشی از بدهی های جاری  با استفاده از مفهوم نقدی بودجه ها یك استفاده از وجه نقد  رانمایش می دهد.

7-در فروش یك دارایی ثابت دو بخش مهم وجود دارند كه باید درمعامله مد نظر قرار داد،(1)بازیابی ارزش دفتری (2)سود یا ضرر نهایی در معامله. سود و ضرر نهایی فقط در درآمد های خالص منعكس می شود، و نتیجه فعالیت های معمولی برای تغییرات درصورتحساب اهداف وضعیت مالی نیست(اگر چه بخشی از فعالیت های معمولی برای صورتحساب اهداف درآمدی است). سود(ضرر)باید از درآمد خالص كسر (اضافه) شود،و تمام اقدامات فروش باید  به عنوان منبع پول نقد مشخص شوند.درشیوه های رایج نتیجه درآمدها در سمت چپ مبلغ در آمدهای خالص قراردارد و تنها بارزش دفتری به  عنوان منبعی از وجه نقد  به این مبلغ اضافه می شود.

4.سخت افزار اریك ریتیل(نوامبر1972 .شماره سوم)

الف."مبنای نقدی" واژه ایست كه برای افراد متفاوت معانی متفاوتی را می دهد.اما در وسیع ترین مفهوم آن، وقتی یك شركت تجاری از مبنای نقدی استفاده می كند و پول نقدی را از منابع دیگر به جز فعالیت های تجاری بدست می آورد بایدهزینه هایی  را بپردازد،و وقتی برای اهدافی غیر از فعالیت های تجاری پرداخت های نقدی انجام می دهد.یك سری هزینه های را نیز متحمل می شود. به عبارت دیگر درآمد بر مبنا نقدی، پول نقد حاصل از فعالیت های تجاری است. 

اگرچه درآمد وهزینه ها به سادگی وبی هیچ غرضی اندازه گیری می شوند، این رویكرد دارای ارزش مفهومی كمتریست زیرا كه قادر نیست درآمد را با هزینه ها تطابق دهد. وبنا براین درآمد بر مبنای نقدی در یك دوره ممكن است اندازه گیری ضعیفی از میزان عملكرد آن دوره باشد، وترازنامه (بیلان)مالی در صورتی كه شركت تجاری اقدام به گرفتن وام نموده باشد، پول نقد را به اضافه، حقوق صاحبان سهام  و بدهی ها آشكار می سازد.ودر صورتی كه شركت تجاری مقادیر عظیمی از دارایی ها و بدهی ها را داشته باشد، این قبیل گزارشات(بررسی ها ) بسیار ناكافی خواهد بود.

نظر وبررسی حسابداران  نسبت به مبنای نقدی نوعی از بررسی های تعدیل یافته است، كه در آن موجودی ها ، دارایی های ثابت، بدهی های مربوطه وهمچنین حقوق صاحبان سهام تشخیص داده میشوند ، و برای مبنای  تعهدی محاسبه می شوند.

وبنابراین این رویكرد ارزش مفهومی تری را داراست، زیرا حداقل یك تطبیق نسبی ما بین هزینه ها و درآمد ها وجود دارد.ودر نتیجه درآمد بدست آمده می تواند یك اندازه گیری منطقی از فعالیت تجاری را به ما بدهد. و از آنجایی كه  موجودی ها  ودارایی های ثابت شركت(كارخانه) بخش عظیمی از سرمایه یك شركت را تشكیل می دهند،نسبت به دیگر اقلام مادی آشكارتر خواهند بود.

دیدگاه(نظر) دیگر حسابداران نسبت به مبنای نقدی  این گونه است، كه زمانی درآمد ها شناسایی شوند كه پول نقد دریافت شده باشد. هزینه برای مبنای تعهدی محاسبه شوند. وچون این رویكرد تطابق بهتری را میان هزینه و درآمد به وجود می آورد ومنجر به یك تشخیص بهترو كامل تری از دارایی های ثابت وبدهی ها می شود ، نسبت به رویكرد هایی كه قبلا بحث كردیم بهتر می باشد. این رویكرد مانند روش محاسبه اقساط،یك روش قابل قبول در محاسبه درآمد، آن هم زمانی كه مجموع ارزش فروش كاملا تضمین نشده مورد توجه قرار گرفت.

ب.1.تفاوت بهره  ناخالص بریك پایه نادرست محاسبه می شود.