توضیحات کامل :

 ویژگیهای سازمان یادگیرنده با هوش سازمانی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی

 

 

بیان مسأله اساسی تحقیق به طور كلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه‏های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق به صورت مستند) :

رویکرد سازمان به عنوان یک نظام یادگیرنده در اوایل قرن بیستم مطرح شد. فردریک وینسلور تیلور معتقد است، وقتی واقعیت های مدیریتی، برای یک مدیر بیان و سنجیده شوند، وی براحتی می­تواند آموخته­های خود را به دیگران منتقل نموده و در نتیجه کارآئی سازمان را افزایش دهد. در سال 1950، رویکرد سازمان­های یادگیرنده توسط نظریه پردازانی چون ریچارد سایرت، جیمزمارچ (1963) و هربرت سایمون اصلاح و بازنگری شد. بنا به گفته اکثر محققان، مفهوم سازمان یادگیرنده، از سال­های پایانی قرن بیستم، از جانب محققان و رهبران سازمان­ها توجه بیشماری را به خود جلب کرده است(شهایی، 1384) از دهه 1980 به بعد نیز صاحبنظرانی چون پدلر، آرجریس و شون، مارسیک، واتکینز، و جفارت وارد صحن سازمان یادگیرنده شدند و هر یک به نوعی و با رویکرد خاص به تعریف و تشریح این مفهوم پرداختند. البته همگان اذعان می­کنند که انتشار کتاب اصل پنجم: هنر و عمل سازمان یادگیرنده، نوشته پیتر سنگه، مهمترین روند فکری این پارادایم می­باشد و سنگه پایه گذار تفکر علمی سازمان یادگیرنده در سال­های گذشته بوده است.