توضیحات کامل :

  عوامل موثر در شکوفایی خلاقیت دانش آموزان پسر مقطع متوسطه

 

مقدمه

خلاقیت یکی از مفاهیم بحث برانگیز در حوزه روان شناسی به شمار می رود و در عصر حاضر مورد اقبال و نظر قرار گرفته است، بی شک در جهان فوق صنعتی امروز خلاقیت یکی از تکنیک های مهم و دستیابی به اکتشافات، اختراعات و پیشرفتهای علمی، فنی و هنری تلقی می شود. شاید بدین دلیل است که این قریحه در دوران کودکی بسیار مورد آموزش و حمایت قرار می گیرد(شکرکن،1373)

اگر لحظه ای به جهان پهناوری که در آن به سر می بریم بیاندیشید با نگاهی دقیق تر و عمیق تر ، به نشانه های بسیاری از تنوع خواهیم رسید. انسانها، حیوانات، گیاهان، آسمان و ستارگان، اعماق نا مکشوف، شب و روز ، کوه ها و صخره ها، فصول مختلف و صدها نمونه دیگر نشانه هایی از تنوعی عظیم در عالم هستی است، بدون شک این تنوع ریشه در آفرینندگی خالق جهان دارد به تعبیر دیگر خداوند اولین خلاق جهان است و خلاقیت او تنوع و زیبایی مسحور کننده ای را در جهان نهاده است. انسان نیز به عنوان کامل ترین و عالی ترین مخلوق الهی و جانشین خالق، تنها متفکر خلاق در چرخه مخلوقات به شمار می رود البته نه به تمامی و کمال همچون خالق خود، اما او نیز به میزانی تحسین برانگیز به ابداع و آفرینش و خلق زیبایی های هنری، صنعتی و علمی همت می گمارد.آزاد کردن نیروهای مردم و قدرت خلاق آنان سرلوحه دورنمای آینده ای است که در برابر تکامل تعلیم و تربیت در جهان فردا گسترده است.در آشنایی کودک به زندگی جمعی و فرهنگ جامعه خانواده نقش مؤثری را اجرا می نماید موقعیت جو عاطفی، وضع اقتصادی، افکار، عقاید ،آداب و رسوم ایده آلها و آرزوهای والدین و سطح تربیت آنها در طرز رفتار کودکان نفوذ فراوان دارد و به این ترتیب خانواده جایی است که برای نخستین بار خود را می بینیم و صمیمیت و احساس را درک می کنیم و می آموزیم که احساس چیست و چگونه می توانیم آن را ابراز کنیم پدر و مادر هستند که احساسات قابل قبول را مشخص می سازند. عامل دیگر از شروع قرن بیست و یکم تا به حال که جو عاطفی خانواده نیز بر روی آن تأثیر می گذارد خلاقیت یک بشر است که یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش می باشد که متأسفانه به مسئله خلاقیت به صورت بنیادی و ریشه ای پرداخته نشده است و به رشد و شکوفایی آن اهمیت داده نمی شود در صورتیکه بایستی به خلاقیت و نوآوری که نیاز فعلی بشر می باشد توجه کلی کرد(سلیمان نژاد،1371).

 

بیان مسئله

به طور کلی ما در کلیه این تحقیق با دو نوع خانواده سر و کار داریم که نوع اول با نام خانواده های آسیب زا یا الگوی خانوادگی آسیب زا معرفی می شود که شکل ارتباط را در آن می توان به صورت بسته یا مستبد نشان داد که تصمیم گیرنده در آن خانواده به جای فرد می باشد، بدون شک نقض عوامل خانوادگی در آسیب رسانی به خلاقیت چنان بزرگ و شگرف است که می توان آن را عامل زمینه ساز برای تأثیر سایر الگوها(فردی، آموزشگاهی، اجتماعی) تلقی کرد، بسیاری از آسیب های جدی که بر تفکر فرد و شخصیت خلاق وارد می شود معمولاً از رفتارها، موضع گیریها و برخوردهای احتمالی نزدیکان با فرد خلاق ناشی می شود انسانها بخش بزرگ و پراهمیتی از چرخه رشد و تحول خویش را در فضای فرهنگی و تربیتی خانواده می گذرانند بنابراین طبیعی است که عمیقاً تحت تأثیر آنچه در درون خانواده آسیب زا باشد، زمینه های شکوفایی تفکر و شخصیت خلاق شدیداً صدمه خواهد دید، و نوع دوم جزو خانواده هایی است که با عنوان خانواده های زمینه ساز معرفی می شود که شکل ارتباط در آن را می توان به صورت آزاد منشانه یا همان دموکراتیک نشان داد که تصمیم گیرنده در آن خود فرد علاوه بر خانواده می باشد و همچنان فرد در مسائل شخصی و عمومی خانواده حق اظهار نظر را دارد. خانواده در مهیا ساختن بسترهای رشد و پرورش خلاقیت نقش مهمی بازی می کند؛ زیرا خلاقیت انسان تا حد زیادی وابسته به خانواده است این وابستگی باعث می شود بخش مهمی از عکس العملها، مهارت ها و تواناییهای فرزندان عمیقاً از نظام تربیتی و آموزشی خانواده متأثر شود، شاید آنقدر که بتوان گفت حتی الگوهای فردی زمینه ساز نیز تا حد زیادی بر نظام پرورشی و تربیتی(سازنده و مولد) خانواده تکیه می زند، خلاقیت در این تحقیق بدین گونه تعریف می شود فرد در راستای خلاقیتهای بالقوه خود به بالفعل برسد و به درستی تواناییهایش را شناخته و در رسیدن به اهدافش از آنها استفاده کند، از چشم انداز روانشناسی نیز خلاقیت مفهوم یا پدیده ای یگانه و بدیع فرض شده است با این تأکید که خلاقیت یک فرآیند روانی است، فرآیندی که به خلق کردن، ایده پروری، مفهوم سازی، ارایه اشکال هنری و علمی یا تولیدات صنعتی منجر می شود بنابراین خلاقیت یک فرآیند روانی تصور می شود که یکتا و یگانه بوده و خاصیتی ابداعی دارد. با توجه به اهمیتی که در مورد خانواده و نقش آن در خلاق بودن یا نبودن فرزندان گفته شد پژوهشگران تأکید زیادی بر شناسایی تأثیرات محیط خانواده در میزان خلاقیت نشان می دهند که از جمله این تأثیرات می توان به جو عاطفی خانواده، شیوه های تربیتی و نگرشهای تربیتی اشاره کرد.(علیرضا پیر خائفی 1387)