توضیحات کامل :

عصر مدرن و شكوفایی اقتصادی


بررسی كتاب << آغاز وفور: چگونه جهان مدرن رونق یافت

عصر مدرن و شكوفایی اقتصادی>>

مسعود فاضلی


نیم نگاه

حق مالكیت آغاز تمامی حقوق است. یونان تا زمانی نظامی دموكراتیك داشت كه توانست هزاران خرده مالك كشاورز را حفظ كند. تمركز تدریجی مالكیت زمین، شكل گیری زمین داری بزرگ و نابودی خرده مالكان باعث شد كه كشاورزی یونان به تدریج بر نیروی كار بردگان تكیه كند. این در نهایت به زوال دموكراسی انجامید .

در انگلستان نیز انقلاب صنعتی بدون احترام به حقوق آریستوكراسی زمین دار، كه از جنبش ماگنا كارتا magna carta نشات گرفت، اتفاق نمی افتاد. اشراف توانستند مانع از استبداد پادشاهی شوند. برای نخستین بار پذیرفته شد كه پادشاه مافوق قانون نیست .

ویلیام برنستین، نویسنده كتاب «آغاز وفور: چگونه جهان مدرن رونق یافت»۱ معتقد است كه از نیمه های قرن هجدهم تا نیمه های قرن نوزدهم تغییرات بنیادی و شگرفی رخ داد كه جهان مدرن را آفرید. این تحولات، به جهت ژرفا و اهمیت، حتی از تغییرات چند دهه اخیر دوران سازتر بوده اند. هر چند چنان كه خواهیم دید انقلاب های تكنولوژیك مهمی در این دوران روی داد، آنچه این دوران را اساسا متمایز می سازد ظهور نهادهای مدرن سرمایه داری است. برنستین می گوید كه تجارب ناموفق كشورهای جهان سوم و همچنین كشورهای كمونیستی گواه آن است كه احداث كارخانه به تنهایی مدرنیته نمی آفریند. مدرنیته مستلزم نهادهایی مانند پذیرش حق مالكیت، بینش علمی و دسترسی به سرمایه یا اعتبار است. نقش دولت در این عرصه به راستی كلیدی است. برنستین با انگاره «بازار آزاد» مخالف است. دولت باید در اقتصاد مداخله كند، اما این مداخله باید در جهت ایجاد و گسترش نهادهای سرمایه داری باشد. به عبارت دیگر دولت باید رشد اقتصادی را مقدم بر توزیع عادلانه درآمد و یا دموكراسی بداند. دموكراسی پدیده ای است كه به اعتقاد برنستین به دنبال رشد اقتصادی رخ خواهد داد .

بدین جهت او می گوید كه فرانكو در اسپانیا و پینوشه در شیلی، به رغم نقض حقوق بشر، نقش مترقی داشته اند، زیرا نهادهای سرمایه داری را آفریده اند. مهم این است كه حكومت مطلقه باید از نوع دولت استبدادی غارتگر ماقبل سرمایه داری نباشد. این دولت ممكن است در مراحل آغازین نهادهای مدرن به استثنای دموكراسی را بیافریند. نباید فراموش كرد كه ظهور سرمایه داری در اروپا نیز با حكومت های مطلقه ملازمت داشته است. دموكراسی به سیستم عقلایی و رشد اقتصادی نمی انجامد، برعكس، تفكر عقلایی و رشد اقتصادی به دموكراسی مجال رشد خواهند داد. به این نكته باز خواهیم گشت.

منبع:

http://www.sharghnewspaper.com